I `ve even missed your after 5 oclock shadow!
این حادثه بین که زاد ما را
وین واقعه کاوفتاد ما را
آن یار، که در میان جان است
بر گوشهٔ دل نهاد ما را
در خانهٔ ما نمینهد پای
از دست مگر بداد ما را؟
روزی به سلام یا پیامی
آن یار نکرد یاد ما را
دانست که در غمیم بی او
از لطف نکرد شاد ما را
بر ما در لطف خود فرو بست
وز هجر دری گشاد ما را
خود مادر روزگار گویی
کز بهر فراق زاد ما را
ای کاش نزادی، ای عراقی
کز توست همه فساد ما را
"تهی شوی از عشق............"
بخشش به شرط چاقو... چاقویی تیز و
برنده...که بگسلد تمام پیوندها را در دلم...که پاره کند همه لوح خاطرات را در
سرم...
بخشش به شرط چاقو... چاقویی که جدا کند آن صنوبر دل... که سالهاست تنها ساکنش تویی...که جدا کند آن حفره های سیاه سر...که پر شده از چراهای بی پاسخ...
بخشش به شرط چاقو...چاقویی که ببردم از تو...
... که فراموشی بیاورد...
کم کم یاد خواهی گرفت
تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را
اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر
و یاد میگیری که بوسهها قرارداد نیستند
و هدیهها، معنی عهد و پیمان نمیدهند.
کم کم یاد میگیری
که حتی نور خورشید هم میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری
باید باغ ِ خودت را پرورش دهی به جای اینکه
منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.
یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی
که محکم باشی پای هر خداحافظی
یاد میگیری که خیلی میارزی. خورخه لوییس بورخس
...مردی که اینک برایم وجود ندارد،
اما زمانی
در سالهای تلخ
قرارم بود و بی قراریم،
چون شبحی
در کناره شهر، در کوچه پس کوچه ها
و در حیاط خلوت زندگی من،
این سو و آن سو می رود
سنگین، با لبخند تلخی بر لبانش....
خدایا! خدایا! خدایا!
چه گناه بزرگی در پیشگاه تو کردم!
رحمت خود را بر من فرود آر! " آنا آخماتوا"
سرت را بالا بگیر !
سینه سپر کن
صدایت را ته حلقت بینداز و
فریاد بزن : من فراموشش کردم
و بعد نوک بینی ات را بگیر و
تا ته بینـهایت برو !
پینوکیوی بیچاره !
محمدرضا محمدی مهر
در زیباترین غروب
ساده آرزو کردی
تداوم لحظه را:
"سرم بر شانه ات
نشسته، رو به نیلی دریا"
در انتخاب فصل رفتن....
این دل پاییزی ... تلنگر تو را نمی خواست...برای باریدن!
شام تنهایی بود!
... تمام کن این سکانس دل دل کردن پاشنه در را!
آزمون عملی(اسکیس)
-
اگر معماری را کل واحدی بدانیم که حاصل زوجیت فضای باز و بسته است، باید پذیرفت که توجه به هویت فضای باز به همان اندازه اهمیت دارد که فضای بسته مهم است. توجه به این اهمیت در جامعه معماری، گاهی مورد غفلت واقع شده است. اگر بپذیریم که تصور معمار از پیوند و نسبت میان فضای باز و بسته متاثر از تصور او از هستی و طبیعت است، با توجه به پیشینه تاریخ این سرزمین و رجوع به طرح واره های ذهنی خود به دو مورد زیر بپردازید:
-
به اتکای پیشینه های ادراکی خود از مصادیق معماری، هشت نمونه از پیوند و نسبت میان فضای باز و بسته را به کمک تصویر و کلام ارائه دهید.
-
چنانچه در نظر باشد به عنوان بخشی از یک "موزه معماری ایران" مجموعه ای ساخته شود که مخاطب با حضور در آن و عبور از آن بتواند تجربیات متنوعی از پیوند و نسبت فضای باز و بسته کسب کند:
الف) برای این مجموعه یک سناریو حداکثر دو پاراگراف تدوین کنید که گویای مراحل حرکت مخاطب باشد.
ب) بیانیه (مانیفست) طراحی خود را حداکثر در یک پاراگراف بنویسید.
ج) این مجموعه را در عرصه ای به مساحت حدود 4000 متر مربع (با شرایط مفروض خود که معرفی خواهید کرد) طراحی کنید و با مدارک زیر ارائه نمایید:
1- نقشه مجموعه که بافت فضاهای باز و بسته در آن معرفی شوند.
2-؟
3-برشهای افقی و عمودی به نحوی که بتواند نسبت ویوند فضاهای باز و بسته را نشان دهند.
4-پرسپکتیوهای لازم برای نشان دادن دید مخاطب در مراحل حرکت در مجموعه.
مقیاس نقشه ها اختیاری است.
آزمون تئوری
-
رابطه فضای باز و بسته را از دیدگاه جنبش مدرن وپست مدرن، با اشاره به مصادیق و مشاهیر آن جنبش ها به اختصار بنویسید.
-
دیدگاه های فوق را با دیدگاه های فرهنگ ایرانی مقایسه و تحلیل نمایید.
-
تمهیدات معمارانه ای که در طراحی خود برای برقراری پیوند درون و بیرون به کار گرفتید را برشمرید و نظریه پشتیبان آن را تشریح کنید.
-
اگر نظریه شما را به عنوان یک فرضیه پژوهشی بپذیریم، چه روشی برای آزمون صحت نظریه خود پیشنهاد می کنید؟
-
فرضیه های پایه ناظر به پاسخ خود به سوال دوم را بیان کنید و راه های آزمون صحت آن را به لحاظ روش تحقیق معرفی کنید.
